مطابق گزارشهایی بیش از 30 کارگاه با عنوان تقویت جنسی کودکان در کشور تشکیل شده است. اینکه این کلاسها کارگاهها با چه استادی و با کدام مجوز در شهرهای مختلفی اصفهان، تهران، گناباد، کرمانشاه، مشهد و شیراز در حال اجراست مشخص نیست.
تحولات مخفی و گاه علنی یا نیمه مخفی نیمه علنی در کشور در حال وقوع است. اگر کسی به این تحولات اعتراض و سوال کرد یک جواب نصفه نیمه میدهند و اگر هم کسی متوجه نشود یا سوال نکند اصلا اطلاعی از آنها به مردم نمیدهند.
یکی از پیمان نامهها و تعهدات مسئولان جمهوری اسلامی ایران با مجامع بینالمللی پیماننامه حقوق کودک 1989 است. در این پیماننامه دستور داده شده است که رفتار جنسی کودکان بدون نظارت خانواده و سقط جنین و دسترسی کودکان به وسایل جلوگیری از بارداری باید عادیسازی شود.
تعلیم و تربیت جنسی قطعا مهم است اما آنچه باید متوجه آن باشیم این است که این انحرافها قبل از سند 2030 در ایران و از دهه 70 به خصوص در سالهای 78 و 79 شروع کار شد. حتی در دورترین روستاها مفاد آموزش جنسی سازمان ملل را با پول بیتالمال پیاده کردند.
در این گونه پیماننامهها همچون کنفرانس نایروبی در 1995 گفته شده است که خانواده باید برای نوجوان خود یک حریم خصوصی در مسائل جنسی و باروری قرار دهد، یعنی شما از دختر یا پسر 10 ساله خودت نمیتوانی بپرسی که دیشب با فلان فرد غریبه کجا بودی. اینجا دیگر بحث مجازات و خشونت علیه کودکان نیست بلکه بحث مداخله پدر و مادر است.
در سند توسعه 2000 خواسته شده است که جلوی بارداریها در کشور گرفته شود علاوه بر این در سند توسعه پایدار 2015 تا 2030 که بعدا معروف به سند 2030 شد خواسته شده است که باید جلوی بارداری دختران تا سن 19 سالگی گرفته شود.
در این تعهدات به سازمانهای بینالمللی، توصیه به آموزش روابط جنسی خارج از ازدواج داده شده است و از طرفی دیگر میگویند زنان نباید قبل از 18 سال ازدواج کنند چون ازدواج در این سنین خطرناک است اما در روابط آزاد هیچ محدودیت سنی قائل نمیشوند!
سوال ما این است اگر رابطه جنسی و بارداری در قالب ازدواج برای دختران زیر 18 سال اشکال دارد چگونه این روابط جنسی آزاد و سقط جنین برای کودک و نوجوان خطر ندارد؟
مسئله دیگری که در تعهدنامه 2030 خواسته شده است خودمختاری جنسی است و میگوید زن حق پاسخ دادن منفی به روابط جنسی درون خانواده دارد حتی اگر به فروپاشی خانواده بینجامد و آن را تجاوز مرد به حقوق همسرش عنوان کرده است در حالی که روابط جنسی بین همسران در قرآن مطابق تفاهم و توافق است.
بعد از اقدام رهبر و شورای عالی انقلاب فرهنگی برای متوقف کردن سند 2030 مسببان این سند در تریبونها جار زدند که اینها با اصل آموزش جنسی در سطح کودک و نوجوان مخالفند که باید گفت مطلقا چنین چیزی صحت ندارد ما در آموزشهای اسلامی آموزش جنسی به کودک و نوجوان داریم اما اینکه چه آموزشی با چه محتوایی در چه سنی و در چه زمانی باشد مسئله ماست.
در این سند خواسته شده است که آموزش مسائل جنسی باید مختلط باشد و استاد از جنس مخالف این حرفها را آموزش دهد در حالی که در قرآن وقتی قصه یوسف و زلیخا که به نظر بسیار جنسی میرسد به گونهای تعریف میشود که در فرد تحریک و هیجان ایجاد نکند.
هم اکنون در غرب چالش بگم بگم در زنان رده بالای مسئول و هنرپیشههای درجه یک هالیوود راه افتاده است. در زمان حاضر همه این زنان مشهور اعتراف به این مناسبات منحط در غرب میکنند و میگویند که مثلا رئیسجمهور آمریکا ...
دم از حفظ حقوق فرزندان در خانوادههای ایرانی میزنند در حالی که در غرب تجاوز پدر و مادر به فرزندان آمار قابل توجهی است. چهقدر یک جامعه باید سقوط کرده باشد که به اینجا برسد. بعد ما باید برویم به چنین کشورهایی گزارش و جواب پس بدهیم تازه پول هم از ما بگیرند.
یکی از اعضای کنوانسیون حقوق کودک در ایران عنوان کرده است که ما داریم این برنامهها را بیسر و صدا در تهران برای ده هزار کودک پیاده میکنیم.
پیشنهاد دادند که در ایران در مناطق سیل و یا زلزلهزده تعدادی مدرسه میسازیم به شرط اینکه آموزش آن مدارس به ما واگذار شود.
علاوه بر این بعضی گزارشها میگوید مراکزی برای ارائه خدمات همجنسبازی احداث شده است.
فقط هپاتیت در ایران 15 برابر ایدز قربانی میگیرد، اگر مشکل سلامت است چرا به هپاتیت و سرطان نمیپردازید اما هیچ کس از دولت پاسخی نمیدهد.
سران سه قوه نسبت به شورای عالی انقلاب فرهنگی بیتفاوتند.
نسبت چنین تعهداتی با مجلس شورای اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی چیست؟